حسين بن حسن خوارزمي

815

شرح فصوص الحكم

مدح الصانع بلا شك ، فإن حسنها و عدم حسنها راجع إلى صانعها . و إله المعتقد مصنوع للناظر فيه ، فهو صنعه : فثناؤه على ما اعتقده ثناؤه على نفسه . تشبيه كرد ثناى أشياء را بر نفس خويش به ثنا بر چيزى كه مجعول اوست . يعنى انسان ثنا مىگويد مر الهى را كه در معتقد او إله است و در حقيقت مجعول و مصنوع اوست و او جاعل و صانع آن ، از آن كه إله منحصر نمىشود [ 342 - ر ] به تعيّن خاص ، و متقيّد نمىگردد به قيد معيّن . پس هر ثنائى كه حق را مىگويد : آن ثنا بر نفس اوست . و در حقيقت ثناى نفس او همان ثناى حق است از آن كه ثنا بر صنعت ثناى صانع اوست ، از آن كه حسن و عدم حسن صنعت راجع است به صانع . و لهذا يذمّ معتقد غيره ، و لو أنصف لم يكن له ذلك . يعنى : از براى اينكه بنده حق را تعيين مىكند در آن چه ادراك كرده است مذمت مىكند آن چه را غير او تعيين كرده است و معتقد خود را محمود مىداند و معتقد ديگرى را مذموم . و اگر صاحب انصاف بودى مذمت معتقد ديگرى نكردى ، چه آن ديگرى نيز مثل اوست . إلا أن صاحب هذا المعبود الخاص جاهل بلا شك في ذلك لاعتراضه على غيره فيما اعتقده في الله . اما اين قدر است كه صاحب اين معبود خاص بى شك جاهل است ، از آن كه اعتراض مىكند بر غير خود در آن چه حق را اعتقاد كرده است . و اگر دانستى كه ثناى او إله معتقد خود را ، ثناى اوست بر نفس خود ، چه معبود او مجعول و مصنوع اوست ، و ثناى مصنوع ثناى صانع است ، ديگرى را نيز معذور داشتى ، زيرا كه او نيز ثناى نفس خود مىگويد ، و همه ذوات مجبوله‌اند بر ثناى انفس خويش . و اگر دانستى كه معبود معيّن او همان معبود مطلق است كه تجلى كرده است بر قلب او ، و متعيّن گشته بحسب استعدادش ، هر آينه إله ديگرى را نيز اعتراض نكردى و منكر او نبودى . إذ لو عرف ما قال الجنيد لون الماء لون إنائه لسلَّم لكل ذى اعتقاد ما اعتقده ، و عرف الله في كل صورة ) * يعنى : اگر دانستى كه حق است متجلى به صور اعيان و صور اذهان بحسب استعدادات و قابلياتش ، هر آينه مسلم داشتى معتقد هر صاحب اعتقادى را ، و عارف